به نام آنکه جان رافکرت آموخت

آسیب شناسی آموزش وپرورش

 

بررسی چالشهای پیش روی آموزش وپرورش در دنیای معاصر بیانگر این حقیقت است که آموزش وپرورش در هر برهه از زمان ویژگیها واختصاصات مخصوص به خود رادارد .نتوع نیازهای فراگیران در دنیای فراصنعتی و لزوم توجه به آنها نیازبه یک همگرایی وسیع در سه سطح اساسی اجتماع ،خانواده،ومدرسه دارد.

براساس همین رویکردمدرسه به عنوان کانون حقیقی تشخیص ، تدوین وکاربردنیازها درزندگی روزمره اجتماعی افرادرابرعهده دارد.توقع وانتظارات احادمردمان جامعه این است که دستگاه مدعی آموزش وپرورش بتواند باآموزش وپرورش فرزندان(کودکان ونوجوانان) نیازهای سطوح مختلف جامعه از لحاظ فرهنگی،سیاسی،اجتماعی،اقتصادی  برآورد نماید.

 آموزش وپرورش براساس فلسفه ذاتی خود وظیفه حفظ ،انتقال وگسترش میراث فرهنگی جامعه رابرعهده دارد توفیق وشکست برنامه های توسعه در ابعادمختلف در سایه تلاش ومساعدت معلمان بطور خاص ومردمان یک جامعه بطورعام بستگی دارد.تجارب کشورهای موفق نشان می دهد که پیشرفت ودستیابی به قله های طرقی درسایه کوشش وتلاش معلمان میسر است اگر عوامل مؤثر در توسعه رافهرست نماییم نقش آموزش وپرورش دراین میان بی بدیل است .کافی است که ماجرای پرتاب اولین سفینه فضایی تحت عنوان اسپوتنیک رادر دنیای غرب بررسی کنید وآنگاه متوجه خواهید شد که نقش آموزش پرورش چرا بینظر قلمدادمی شود.غربیان توفیق روسها در دستیابی به فضا راپس بررسیهای مختلف از زوایای گوناگون اینطور عنوان نمودند که در اتحاد جماهیر شوروش سابق چند شیوه متنوع آموزشی وجود دارد که روسها از هر کدام براساس برنامه تدوین شده انتظار مربوط خود رادارند مثلا آموزش [1]برای دانستن ،آموزش برای انجام دادن واموزش برای چگونه انجام دادن زمینه های موفقیت آنها را فراهم نموده است .تقریباهمان میزانهای که ژاک دلور رئیس وقت سازمان علمی اموزشی یونسکو به عنوان بام دانش از آن یادمی کند.دستگاه آموزش پرورش خود را مقصر اصلی در عقب ماندگی از شرق متهم نمودند.

 در بررسی علل وعوامل مؤثر دراین رویدا ونظرخواهی ازصاحبنظران تعلیم وتربیت ،اساتیددانشگاه و معلمان، معلوم شدکه باید طرحی نودرانداخت ونکاه به آموزش وپرورش را ازمصرفی وهزینه بربودن به سرمایگذاری وتولیدی بودن اصلاح کرد.این بررسی مجدانه وعمیق در جامعه غرب سبب گردید که آنها بتوانند درعرض کمتر از یک دهه به هدفهای بلند پروازانه خود برسند.ذکر موارد بالا به منزله  مرعوب شدن در مقابل دنیای غرب نیست بلکه استفاده از تجربیات ارزشمند بشر در ایجاد رویکردهای مثبت در جامعه خودی است. 

امروزآموزش وپرورش بشدت نیازمند نیروهای مجرب وتوانا است نیروهای که بتوانند با پشتکار خود گره از مشکلات آموزش وپرورش را بگشایند .دستگاه مهم آموزش وپرورش باهمه نیروهای انسانی که در اختیار دارد بافقر نیروی انسانی ماهرمتخصص مواجعه است نیروی که عاشق آن باشند وبه ان عشق بورزد .

ماناگزیریم راههای متکامل دستیابی به این نیروهارا کشف وبه سرعت عملیاتی کنیم وگرنه فردای خیلی دیر خواهد بودواین از دیدگاه آیندگان ممکن است فرصت سوزی تلقی شودو دیگران از ما گوی سبقت را خواهند بربایند. ما پیوسته دردهه های گذشته ژاپن را به عنوان الگوی بر ترتوسعه خودمطرح میکردیم وسعی آرزو براین بود که روزی وروزگاری به ژاپن برسیم ودرسطح دنیا خودی نشان دهیم تاریخ، تمدن وفرهنگ غنی خود رابه رخ جهانیان بکشیم ولی متأسفانه باید عرض کنیم که این مهم به سرابی مبدل شدومانتوانستیم به رؤیای دیرینه خودجامه عمل بپوشانیم اینک ناگزیریم الگوی توسعه دیگری برگزینیم .

تحقیقی که توسط محمد رضاسنجری در سال(1385)انجام شده نشان می دهد:« که نگرش حاکم بر آموزش وپرورش مبتنی برنگرش رسمیت گرا،سنتی و مکانیکی است.ضمن اینکه فرهنگ سازمانی ضعیف آموزش وپرورش این امر راتشدید می کند.

آسیب شناسی این تحقیق نشان می دهد که حوزه ستادی مرکزی در آموزش پرورش دلیل ساختار وتشکیلات نامناسب آن یکی از متراکم ترین بخشهای وزارت آموزش وپرورش می باشد. هنوز تمرکزقدرت درواحدهای آموزش وپرورش (واحدهای ستادی وزارتخانه )است.ودر واحدهای آموزشی که به واقع هسته اصلی عملیات ومحور تولید وتوزیع دانش آموزان است اختیار چندانی وجود ندارد[2]»

اگرچه در سالهای اخیر تلاش درجهت تفویض اختیار بیشتربه استانها صورت گرفته است ولی بسیاری از عوامل ذیمدخل سبب گردیده تاوضع کماکان به روش ورویه سابق باقی به ماند.

دریک مقاله تحقیقی مهدی حسین دوست به نقل ازپژوهشگرومحقق برجسته مرحوم دکتر حسین عظیمی می نویسد :«وی تأکیدمی کندتاکیفیت محوری در نظام آموزشی ودانشگاهی لحاظ نگرددچیزی به نام تربیت نیروی انسانی متخصص اساسآمحقق نخواهد شد در کشور ما همانند بسیاری از کشورهای درحال توسعه جهان آموزش وپرورش درصد قابل ملاحظه ای از بودجه جاری دولت رابه خود اختصاص می دهدواز انجایی که رشدوتوسعه اقتصادی هر کشور در گروه شکوفایی نظام اموزشی ان کشوراست سرمایگذاری در آموزش وپرورش سودآورترین سرمایگذاری تلقی می شود،زیرا گسترش تعلیم در نسل جوان وتربیت نیروی انسانی ماهر ومتخصص ونخبه سبب پیشرفت جامعه می شود[3]

دریک نگاه اجمالی به نحوه صدور مدارک تحصیلی معلمان در کشورها سوا از مزایای آن .آقازاده در کتاب آموزش پرورش تطبیقی می نویسدکه درکشورژاپن: «معلمان مدارس ابتدایی ومتوسطه در مؤسسات آموزش عالی ودانشگاههاتربیت می شوند.مدت تحصیل برای معلمان دوره ابتدایی واول متوسطه 2تا4سال است.به معلمان فارغ التحصیل دونوع مدرک می دهند درجه یک ودو.فارغ التحصیلان دوره دوساله می تواننددر دوره اول ابتدایی تدریس کنند ودارندگان مدرک دوره چهارساله دانشگاهی که مدرک درجه یک دریافت کرده اند می توانند در دوره متوسطه اول به تدریس بپردازند.به معلمان دوره دوم متوسطه نیز برحسب مدت تحصیلاتشان دونوع گواهینامه تعلق می گیرد .به دبیران ومعلمان که دارای تحصیلات چهارساله دانشگاهی هستند گواهی درجهء دوتدریس وبه  دارندگان تحصیلات بالاتر از لیسانس گواهی درجهءیک اعطاءمی گردد.

در کشورژاپن مدیران واحدهای آموزشی باید حتما مدرک درجه یک داشته باشند»در کشورمان آمارمدرک تحصیلی معلمان دوره اول ابتدایی نشان از وضع مطلوب نیست بخصوص که در سالهای اخیربسیاری از این معلمان را،ازطریق مجاری غیر رسمی جذب آموزش وپرورش اساس نموده ایم اغلب این همکاران علارغم تلاش وکوشش زیادی در محل مأموریت قبلی احساس خستگی ،وبی رغبتی وازهم مهمتر بعضی از آنها باداشتن سن بسیار بالا از لحاظ جسمی هم توان فعالیت دراموزش وپرورش را ندارند.چگونه می توان انتظار داشت به مسئله نخبه پروری برای به حرکت درآوردن چرخهای اجتماعی واقتصادی وفرهنگی و.... امیدواربودبسیاری از صاحبنظران تعلیم تربیت معتقدندکه کشف استعدادهای بالقوه کودکان در همان اوان کودکی یک مسئله مهم محسوب میشود.چشم پوشی از این واقعیت عینی روزگار خوبی ترسیم نمی کند .

براساس اطلاعات موجود مدرک تحصیلی دوره دوم آموزش همگانی درکشورما رضایت بخش نیست .مثلا در حالیکه کلیه معلمان در دوره اول متوسطه در کشورژاپن دارای مدرک تحصیلی چهارساله یا لیسانس هستند در کشورمادرسال تحصیلی 80-81معلمان رسمی وپیمانی این دوره به ترتیب 17/30درصددارای مدرک تحصیلی لیسانس وبالاتر،10/66درصدفوق دیپلم ومتأسفانه 60/3درصد دیپلم و13/درصدزیر دیپلم  می باشند.

این خود تازه یکی ازآسیبهای نظام آموزشی ماست براساس بررسیهای موجود نظام آموزشی ما علارغم پیروی از نظامهای آموزشی معتبردنیا هنوز در بخش آموزش راهنمایی یادردوره دوم تحصیل همگانی نتوانسته به مهمترین هدف این دوره که هدایت وراهنمایی ومشاوره تحصیلی دانش آموزان  به منظورکشف استعدادآنهاست موفق عمل کند .ذکر این موارد به منظور بازتاب نقاط ضعف از روی حب وبغض وعوامل دیگر نیست زیرا معتقدیم« چون پرده بیفتد نه تومانی ونه من»بنابراین کالبدشکافی این قضایا به منظور اتخاذ یک رویکرد نوین به موضوع مهم آموزش وپرورش است تابتوانیم وضع موجود راتغییر دهیم .

اگر وضع موجود در نظام آموزش وپرورش را بی غرض انه مورد بررسی قراردهیم بایدیک نکته اساسی راشجاعانه یادآورنمایم اگرچه براساس اطلاعات موجود نسبت معلم به دانش آموز درمقطع ابتدایی به طور کلی 38/24در صدمی باشد اما فشار بیش حدجمعییت دانش آموزی درشهروافزایش شدیدکلاسهای چند پایه در روستاها مشکل دستیابی به تعلیم تربیت مطلوب رابادشواری فراوانی مواجعه می کند.این مشکل ازاین روحادمی شود که معلم آموزش دیده برای وضع موجود نداریم .

برای برون رفت از این حالت چاره ای جزءروستامرکزی نداریم .برای آماده کردن روستائیان جهت فرستادن فرزندانشان به روستای جوار باید اعتمادورضایت آنها جلب کرد.آموزش پرورش مناطق باید دریک اقدام شجاعانه به منظور پاسخ به وظایف ومسؤلیتهای خودمدارس موردنظر روستامرکزی رامجهزنماید امکانات، تجهیزات ،فضا ،وسایل رفاهی را درمحل مورد نظر استقراردهدتاروستائیان تفاوت وضع موجود را با مدارس محل سکونت خود ببینندوازمقاومت آنها کاسته شود وسپس این طرح را با آمادگی کامل اجراکرد اجرای بدون مقدمه این طرح این شبهه راایجادمی کند محل سکونت ماچه تفاوتی با محل دیگر دارد البته این استدلال به جهت فقر فرهنگی است ولی نباید از آن به راحتی گذشت ودر غیر این صورت اجرای طرح منجربه افزایش بازماده ازتحصیل در دوره آموزش عمومی میشود که خود مغایر با برنامه E.F.Aمی باشد .برنامه ای که دولت محترم متعهدشده تاسال1394بیسوادی راریشه کن نماید.

رویکرد دیگر نیزعبارت است از نقص عمده در تأمین تربیت ونگهداری نیروی انسانی درآموزش پرورش است مطالعات زیادی این موضوع را به اثبات رسانده که آموزشهای ضمن خدمت منجر به افزایش کارایی وبهره وری در سازمانهاونهاد های مجری میگردد ولی متأسفانه تحقیقات زیادی درمرکز ومراکزآموزش وپرورش استانها نشان می دهد که اینگونه آموزشهای جزءپاره ای از دروس تازه تألیف به هدفهای خود نرسیده است .وبسیاری از معلمان گفته اند که نه بخاطر افزایش مهارت حرفه ای در این دوره ها شرکت کرده اندبلکه علل وعوامل دیگری در شرکت آنها مؤثربوده است[4].

درآموزش پرورش دنیا امروزه بازسازی نیروی انسانی به منظور پاسخگویی به نیازهای گوناگون متداول است وازیک روش نظامند برخورداراست اما درنظام استخدامی ما فردی که استخدام شد موضوع  پایان یافته تلقی می شود کسی جرأت نمی کندضرورت بهنگام کردن رابه اوتذکر دهدواگرچنین شود آسمان وریسمان به هم بافته می شودهزاران دلیل موجه غیر موجه ارائه می کنندوبه عبارت دیگر می توان به جرأت عنوان نمود که بسیاری از همکاران فرهنگی ماتلاش وافی درجهت روزآمد کردن اطلاعات ،آگاهی ازروشهای نوین تربیتی وآموزشی از خود نشان نمی دهنددرهرحال باید قبول کنیم که شغلی راپذیرفته که مساوی باشغل انبیاءالهی تلقی شده است ازقدیم بزرگان گفته اندکه آب علم باثروت (پول)دریک جوحرکت نمی کنند. لذافردی(معلمی) که درفکر مایه دارشدن هست فکرمیکنیم درانجام رسالت خودبادشواریهای فراوانی روبه رومی شود .اینها از مسائل ومشکلات عمده ومؤثر نظام آموزشی ما محسوب می شوند.

 در نظام آموزشی مامعلمان احساس نیازنمی کنندبه عبارت دیگرهنوز معنی ومفهوم انفجار دانش ،اطلاعات وفن آوری وتأثیرآن برتعلیم تربیت برای بسیاری ازهمکاران مشخص نیست.رابطه معلم ودانش آموز ومسؤلان براساس یک مکانیسم ازقبل مشخص شده نیست .موضوع حساب پس دهی وپاسخگو بودن در آموزش ما دیده نمی شود تاکنون از معلمی ویااز رئیسی آموزش وپرورشی نپرسیده اند که چرااوضاع تربیتی بروفق مراد(هدفهای تعلیم وتربیت آموزش وپرورش جمهوری اسلامی ایران )نیست ؟ مسؤلیت شما در قبال وضع موجود چیست؟چه سطحی تحویل شما شده ونقش شما چه بوده است؟باچه میزان آمادگی وارد کلاس می شوید؟آیاطرح و برنامه ای برای دانش آموزان درابتدای سال داشته اید؟ هدف رامی دانیدراههای دستیابی به آن راشناسایی کرده اید؟برای برون رفت از وضعیت موجود ودستیابی به وضع مطلوب چه اقداماتی درنظردارید انجام می دهید؟فکرمی کنید دردنیای پیش روچگونه باید خود وفرزندانمان رامجهز نمود تادرمقابل آیندگان دست پابسته نباشند ؟یقینا میدانید که بدون داشتن استراتژی مناسب دردهکده جهانی پیروی ازالگوهای دیگر کشورها است .که خودهزاران مشکل فرهنگی وهویتی رابرای کودکان ونوجوانان ما به دنبال دارد .چراهای دیگر...

متأسفانه در نظام آموزشی ما هنوز تصورعده ی زیادی از همکاران فرهنگی از بازرسی به عنوان موچ گیری است علارغم تلاش فراوان این مهم همچنان اساسی ترین چالش آموزش پرورش مامحسوب می شود.مدارس مادر غربت بسرمی برندبررسی عملکردمدیران ودرنتیجه مدارس موفق به دلایل گوناگون تحت شعاع عوامل خارج ازحیطه سازمانی قرارمیگیرد.کاهش سطح توانمندی فرهنگیان درنتیجه پایین بودن سطح جاذبه های شغلی یکی از دامنگیر ترین مشکل حال حاضر آموزش وپرورش ما است واقعیت این است که باید برای خاتمه دادن به وضع موجود دست به یک ریسک مدیریتی زد واز طریق واگذاری بورسهای تحصل در دانشگاههای معتر داخلی وخارجی ،دادن فرصت مطالعاتی (همانند دانشگاهای بزرگ به اساتید )،برگزای آزمون های علمی دادن پروانه تدریس به واجدین شرایط وافزایش حقوق ومزایایی آنها ،راه را برای ورود نخبگان مهیانمود. درمورد آزمون کسب جوازتدریس بااین استدلال باید عرض کنم که چگونه ممکن است یک مغاره داربرای فعالیت نیاز به پروانه کسب داردوتازه این پروانه نیز محدودبه زمان است امّا معلمان مابعداز فارغ التحصیلی از دانشگاه ویااز مراکز تربیت معلم سی سال بیمه علمی هستند وکسی هم ازآنها در زمینه اینکه تاچه میزان آمادگی لازم برای شروع سال تحصیلی داریدنمی کند. البته ممکن است عده ای تصورکنندکه نفس ما از جای گرمی میآید درحالی که چنین نیست به عنوان یک معلم در انجام رسالت خود درنزد خداوملت شریف ایران عرض می کنم وظیفه مادرقبال آیندگان بسیار خطیراست که خیلی نیاز به توضیح وتفسیر نیست.

                                                                                       منصوری خرداد87        

 

 

 



[1]

[2] سنجری ،محمد رضا ،تحلیل روند تحولات ساختاری تشکیلات نظام آموزش وپرورش ایران ،انترنت

[3] -حسین دوست ،مهدی ،نخبه پروری ،انترنت

[4] -پایان نامه کارشناسی ارشد دگارنده درسال1378