مسایل آموزش وپرورش
امروزه به زعم همه صاحبنظران آموزش وپرورش یکی از مهمترین محورهای توسعه است.قطعآمطالعه پیشرفت ملل پیشرو این واقعیت را به اثبات می رساند که توسعه یافتگی آنها بدون توسعه یافتگی آموزش وپرورش امکان پذیر نبوده است.
مطالعات تطبیقی علل وعوامل موثر در پیشرفت کشورهارا به وضوح نشان می دهد مثلا از مطالعات جالب توجه ادینگ (۱۹۵۸۹)نشان می دهد که بعد از جنگ جهانی دوم یکی از از عوامل موثر در پیشرفت آموزش وپرورش کشورهای توسعه یافته اختصاص سهم زیادی از تولیدناخالص داخلی به آموزش ورورش است. یعنی کشورهایی که میزان بیشتری بودجه در اختیار آموزش ورورش قرار دادهاند به همان نسبت در مقایسه با کشورهای که سهم این مقدار کمتر بوده توشعه بیشتری یافته اند.
مطالعات دیگری که بعد از جنگ جهانی دوم انجام گرفت به این ادعا خدشه وارد کرد که لزوما اختصاص بودجه بیشتر به آموزش ورورش به معنای ثروتمند بودن ملتها نیست یعنی ملتهایی که ثروتمند هستند لزوما بودجه زیادی به آموزش آموزش ورورش اختصاص نمی دهند بلکه این نیازهای بخشهای مختلف صنعتی است که سرمایگذاری بیشتری را طلب میکند.
درهرحال از مانیکه آموزش وپرورش به عنوان یکی از نهادهای اجتماعی تلقی شد .بسیاری از صاحبنظران عقیده داشتند که مطالعه آموزش وپرورش یکی از نهادهای اجتماعی جامعه است وقطعا از آنها تاثیر می ذیرد مطالعه آموزش وپرورش کشورها بدون درنظر گرفتن سایر عوامل تاثیر گذار امکان ذیر نیست
آنچه امروزه نظام آموزش و پرورش ما را آزار می دهد نگرش حاکم بر آن است نگرشی که هزینه های آمورش وپرورش را مصرفی معرفی میکند نه سرماگذاری یک نسل برای نسل دیگر ،دیگر فرستاد ن دولت برای تأمین همه هزینه های آموزش پرورش ، ازاین رو زمانی که فلیپ کومبز ندای بحران جهانی آموزش پرورش را سرداد وبا پایان یافتن جنگ جهانی،فزایش سطح بهداشت جهانی وارتقای سطح زندگی ،کاهش شدید مرگ ومیر افزایش امید به زندگی ورشد بی رویه جمعیت در فضای موجود این واقعیت را تداعی نمود که دولتها به تنهایی توان لازم برای مقابله با بحران پیش رو راندارند وتأمین هزینه های آموزش پرورش نه تنها از عهده کشورهای عقب مانده جارج است بلکه کشورهای ثروتمند نیز نمی توانند به این نیاز همگانی پاسخ دهنداز ین رو آموزش وپرورش برای پاسخ گویی به چالشهای پیش رو دوراه تجربه شده در پیش دارد .اول:ارتباط با خانواده (اولیاء) وکمک ومساعدت آنها برای پرورش مناسب ومطابق با ارزشهای حاکم بر جامعه فرزندانشان .دوم:تأمین هزینه های جاری آموزش از محل مالیات ودرآمدهای
ناشی از فروش منابع زیر زمینی.
در حالت نخست می توان امیدورار بود که آموزش پرورش دارای یک پشتیبانی بسیار قوی مادی ومعنوی است که می تواند در همه موارد به کمک آن بیاید وکفه تأثیر گذاری خود را با استفاده از اهرم خانواده محکم وقوی نماید وموفق شود در پرتواین همکاری ومساعدت گامهای منسجم در ارائه الگوهای رفتاری در جامعه مبادرت نماید .