آموزش و پرورش

بایدها و نبایدها در آموزش و پرورش

بررسی موانع و مشکلات اجرایی قاون شوراهای آموزش و پرورش

مقدمه ومختصری درباره موضوع:

مطالعه تاریخچه آموزش و پرورش کشور های پیشرفته ی جهان مبین این واقعیت است که دست آوردهای بنیادی و اصلاحات اساسی در زمینه ی آموزش و پرورش مدیون همکاری صمیمانه و مشارکت همه جانبه دولت با صاحب نظران به منظور ایجاد چارچوب نظری با ملتّها بوده است.
ایجاد تحول آموزشی و پرورشی در یک پروسه وفاق ملی بین دولت ها و صاحب نظران، دانشمندان، علما صاحبان حرف ، اولیا و بالاخره همه آحاد ملت اتفاق می افتد .مطالعه آموزش و پرورش کشورمان نشان می دهد که از 1275 با اهتمام چند تن از فضلا و دانشمندان انجمن معارف تشکیل شد و تبع آن  در سال 1300 با تصویب مجلس شورا قانون معارف پایگذاری و به دنبال آن تصویب شد. در سال 1343 آیین نامه شورای آموزش و پرورش به تصویب رسید . به این ترتیب اولین جلسه شورای عالی آموزش و پرورش در سال 1347 تشکیل شد و در سال 1348 به منظور جلوگیری از تمرکز امور در مرکز و مشارکت مردم در امور اجرایی شورای آموزش و پرورش منطقه ای در 8 ماده و 4 تبصره به تصویب رسید . فعالیت این شوری تا سال 1355 ادامه داشت و تا سال1358 یک دوره فترت را پشت سر گذاشت تا اینکه در بهمن ماه سال 1358 لایحه شورای عالی آموزش و پرورش به تایید شورای انقلاب رسید و به موجب قانون ، اهداف وظایف وزارت آموزش و پرورش مصوب                 1366این وزارت خانه مکلف به تشکیل شوراهای آموزش و پرورش مشتمل 22 ماده و 21 تبصره در 26 دی ماه سال 1372 شد . به نظر اهمیّت این قانون که در دی ماه 1372 به تصویب مجلس شورای اسلامی و بلافاصله به تایید شورای محترم نگهبان  قرار گرفته از سال 74 به صورت آزمایشی درچند استان از جمله گیلان ابلاغ و به اجراء در آمد.نظر به اهمّیت ولزوم توجه به زمینه های اجرایی این قانون مهم در کشور و استان لازم می دانم برای روشن شدن اهمیت موضوع نکاتی را عرضه و سپس به چالشهای پیش روی اجرای این مهم و ارائه راهکارهای لازم می پردازم .                     
فکر می کنم بحران در آموزش و پرورش کشور های جهان از سال 1885 میلادی مطابق با سال 1274 خورشیدی با رد نظام آموزشی کثرت گرایانه و حمایت از یک نظام جهانی تربیتی آغاز شد .در سال 1918 میلادی مطابق 1296 خورشیدی یعنی حدود 91 سال پیش با انتشار کتاب (بابیت ) تحت عنوان برنامه درسی که بیشتر هدف ها و تجربیات  آن در مورد تعلیم و تربیت در زندگی بزرگسالان برگرفته بود آشکار و سپس همین کتاب بود که  به عنوان یک نظریه تربیتی  وروش علمی نامیده شد. چالشهای پیش روی آموزش و پرورش به دلیل عوامل ذی مدخل تداوم یافت از جمله این چالشها در سال 1950 میلادی نظریه ی تجربه گرایان پیرامون اهداف مقاصد و رویه ها و روش ها بود .اندکی بعد تاثیر وسیع طرفدارن نظریه گشتالت در روانشناسی به صورت یک دیدگاه خاص آنچه که تا کنون عنوان شده بود ، از همه مهم تر بحران اقتصادی سال 1930میلادی بود که اثر مخربی  بر ساختارهای اقتصادی اجتماعی  فرهنگی به خصوص بر آموزش و پرورش داشت انتشار کتاب فلیپ کومز تحت عنوان برنامه ریزی آموزشی چیست زنگ خطر بحران های آموزش و پرورش را در جهان به صدا در آورد ودر آن تاکید نمود که مهمترین چالش  نظامهای آموزشی جهان بحران  بودجه ای است  که مناسب ترین برنامه ی آموزشی فی نفسه داروی معجزه آسای آن محسوب  نمی شود .
افزایش هزینه های آموزش و پرورش مقدمه بحران قریب الوقوع است به زعم وی زمانی فرا خواهد رسید که هیچ کشوری قادر به ادامه افزایش هزینه های عمومی در این زمینه (آموزش وپرورش)نخواهد بود و دولت ها با انتخابی دشوار بین توسعه آموزش و پرورش و سایر  بخش های اجتماعی که به همان اندازه نیاز به گسترش دارند خواهند شد.پیرامون همین بحران بود که دولتها اندیشمندان و صاحب نظران و اساتید دانشگاه به فکر چاره ای برای برون رفت از وضع موجود برآمدند ، امروزه حاصل دست آوردهای و تجربیات آنها دخالت و مشارکت مردم در امور تربیتی وآموزشی فرزندانشان است .
نکته حائز اهمیت این است که زمینه دخالت و اثر گذاری و نقش آفرینی خانواده ها در امر تربیتی فرزندانشان از سوی دولت فراهم شده و اینک بسیاری نظام آموزشی از دست آوردهای این مشارکت بهره شده اند و نظام های تربیتی کیفی را به معرض اجراء گذاشته اند.
مطالعات تطبیقی نشان می دهد که حتی ثرتمند ترین دولتها بدون همکاری ومشارکت همه جانبه مردم قادر نیستند مسائل و مشکلات آموزش و پرورش خود را به صورت کیفی حل کنند به عبارت دیگر دولت  ممکن است توانایی تحت پوشش در آوردن  کمی متولدین واجد شرایط محدوده جغرافیای سیاسی خود باشند، ولی قادر به تامین آموزش و پرورش  کیفی برای همه نیستند. لذا مسئله مشارکت مردم و بهره مند شدن از اندیشه های اصحاب علم و اندیشه و صاحب نظران می تواند چشم انداز امید بخشی را فراهم کند .نمونه بارز آموزش وپرورش متمرکز در میان کشورهای غربی را می توان در کشور فرانسه دید اینک فریادمسؤلان دولتی شنید می شود که دولت قادر به تامین هزینه های آموزش وپرورش نیست ودرفکرحذف یااادقام مدارس دولتی است این خودنشان می دهد تجربه تمرکززدایی وحرکت به سمت سوی مشارکت مردم وکاهش تصدی گری دولت دراین بخش یک واقعیت انکار ناپذیر است.
متفکر بزرگ فرانسوی ژان مونه می گوید:در مسابقه اقتصادی و صنعتی آینده ملتی برنده است که کامل ترین و مجهزترین مجموعه آموزش و پرورش را با برنامه ریزی سنجیده و سرمایه گذاری بسنده دارا باشد . مطالعات زیاد نشان می دهد که بین پیشرفتهای کمی و کیفی آموزش و پرورش  و مشارکت مؤثر و همه جانبه از یک سو توسعه اقتصادی و فرهنگی واجتماعی کشور ها و سطح آموزش و پرورش آنها از سوی دیگر رابطه ی مستقیمی وجود  دارد.                                
تحقیق مایکل ام سرنیا نشان می دهد که یکی ازدلایل عدم موفقیّت سازمانها در اکثر پروژه ها در دست اقدام به حساب نیاوردن وبا کم ارزش  فرض کردن معلومات فنی مردم بومی و محلی است.

موانع تشکیل شوراهای آموزش و پرورش

موضوع نو آوری و شکوفایی که امسال مزیین به آن از سوی مقام معظم رهبری شده  خود چندین نکته اساسی را در بر می گیرد که لازم است.اندکی به آن پرداخته و ارتباط آن با بحث تفکر شورای را بیان نمایم .نوآوری حرکت تازه ای محسوب  می شود که لازم وجود آن تغییر است بدون ایجاد تغییر در آموزش و پرورش نو آوری معنی ندارد یعنی نوآوری وشکوفایی از دل تغییر بوجود می آید. آموزش و پرورش برای تحکیم پایه های اساسی خود در جامعه به عنوان یک کانون تاثیر گذار باید مسئله تغییر و نوآوری را در رأس امور خود قرار دهد.
اصولا موضوع قانون شورای آموزش و پرورش طی 5 دهه گذشته با فراز و فرود های فراوانی رو به رو بوده است در دوره ای به فترت رفته  و بر اثر عدم توانایی  حل مشکلات آموزش و پرورش لزوم پرداختن به آن ضرورت گرفته است به طوریکه ملاحظه شد در طی سالهای 1348 لغایت 1355واز سال 1366لغایت دی ماه سال 1372 مهمترین تحولات قانونی رابه خوددیده است. امّاهنوز هیچ مسیری که مؤثرباشد را طی نکرده است.
اینکه اززمان تائید نهایی قانون شوراها حدود یک دهه نیم (15سال)می گذرد متأسفانه شاهد کارایی اثربخشی قانون شوراها نبوده ایم وهمچنان آموزش وپرورش کشور وبه تبع آن استان از خیرات وبرکات این قانون بهره مند نشده است .دلیل این ادعا را می توان در کسری مزمن بودجه آموزش وپرورش وسازمانهای آموزش وپرورش همچنین درعدم حرکت به سمت وسوی دستیابی به یک آموزش وپرورش کیفی مشاهده کرد.فکر می کنیم مهمترین چالش پیش روی آموزش پرورش ساختار به بشدّت بوروکراتیک آن  است ساختار متمرکز که طی این مدّت اجازه واگذاری قدرت تحت هر عنوان را نداشته وبه شدت از آن هراسان است .سؤال این است که چگونه می توان انتظار داشت در ساختار متمرکز شورای عمل شود ؟آیا نظامهای آموزشی متمرکز در دنیا مدافع اجرای نظام آموزشی غیرمتمرکز هستند ؟ آیا تاکنون به فکر فرهنگ سازی در این باره بوده ایم ؟ آیا مدیران سایر سازمانهای دولتی وغیر دولتی آمادگی لازم برای همکاری همه جانبه با آموزش وپرورش را در خصوص اجرای وظایف خطیر خود دارند؟ تاچه میزان مدیران ،آموزگاران ،دبیران وسایر دست اندرکاران هنرستاهای فنی وحرفهای از کم کیف قانون مهم شوراها آشنا هستد ؟ و...
تحقق هدف های شوراهای آموزش وپرورش که در قالبهای محتوایی ،سخت افزاری ،مادی،تعاون وهمکاری ،افزایش پیوندهای اجتماعی ،نشاط وشادابی کارکنان ،دانش آموزان ،اولیاء ،مؤسسات انتفاعی وغیر انتفاعی ،پشتوانهای ملی ،استقلال مناطق ،جلوگیر از اسراف سرمایه های ملی ،دستیابی آموزش وپرورش کیفی وایجاد یک سیستم هدفمند در جهت تبین نیازهای منطقه ای .خود میزان حساسیت این قانون وضرورت اجرای آن در قرن بیست یکم را می رساند.
فکر می کنیم آنچه مسؤلان را تاکنون وادار به اجرای این قانون نکرده وجود در آمدهای ناچیزی است که از فروش ذخایر معدنی به نظام آموزشی تزریق می شود واین امر هر ساله کسر ی بودجه ای را برای آموزش وپرورش به دنبال دارد .در همین رابطه باید گفت که به دلیل دولتی بودن بسیاری ازصنایع  شرکتها وعدم سوددهی آنها قادر به پرداخت در صد موردنظر به آموزش وپرورش نیستد(ماده 2و13قانون شوراها )وهمچنین نامشخص بودن درآمد های وصولی از عوارض شهرداریها وشرکتهای تولیدی وخدماتی برای آموزش وپرورش وچگونگی هزینه کردآنها وهمچنین درآمد های برگشتی شهرستانها که چگونه،کجا ودر چه رابطه ای هزینه می شوند.
بنابراین چالشهاهای پیش روی اجرای قانون شوراها از مسائل دولتی (ساختارآموزش وپرورش)تاعوامل فرهنگی موجود درجامعه را در برمی گیرد که به اختصاربه شرح زیر است؟
1-عدم اطمینان مردم ازارزشمند بودن نظرات شان در مورد آموزش وپرورش در نزد مسؤلان.
مطالعات نشان می دهد که بدون دخالت خانوادها وکمک ومساعدت آنها درچگونگی تربیت فرزندان شان، تلاش مدرسه به جایی نمی رسد حرکت متمرکز ویک جانبه مدارس ما در مورد دستیابی به اهداف از پیش مشخص شده غالبا" با چالشهای فراوانی مواجه می شود وبه همین جهت است که بسیاری از برنامه های اجراء شده دردهه های گذشته عقیم مانده است.
2-در بسیاری از موارد قانون وجود دارد اما دستورالعملهای اجرایی آن از سوی مقامات تدوین نشده است.
این امر در بسیاری از موارد مانع مهمی برای تصمیمات شوراهای می باشد.
3-نداشتن یک دبیرخانه مشخص ومعین استانی ومنطقه ای که امور مربوط به شوراهای به دقت بررسی وتمهیدات لازم را درچارچوب سازمان وکسب تکلیف انجام دهد .
این امر در مناطق وضع وخیم تری دارد مثلا مدیر اداره یک کارشناس بعضا یکی از معاونان خود را مسؤل تنظیم صورتجلسات می کند مشکل اینجاست چنانچه مقامات ماقوق محلی ومدیران اداری نقش واهمیت شوراهارا ندانند چه وضعی بوجود می آید صورتجلسات به اطلاع همکار فرهنگی نمی رسد وبیشتر جنبه تشریفاتی دارد.
4-وجود سیستم کاملا متمرکز ودیوان سالار ی وبوروکراسی شدید اداری درآموزش پرورش
در طی پانزده سال گذشته باتصویب قانون واگذاری تصمیمات به سازمانهای آموزش پرورش استانها ومناطق قطره چکانی بوده است.
5-عدم انجام هرگونه اطلاع رسانی ازسوی رسانه های دیداری وشنیداری
مثلا" شمانگاه کنید به جراید ورسانه های ملی ومنطقه ای که چندین ساعت ازبرنامه های هفتگی خودرابه مسائل ورزشی اختصاص میدهند وچند ساعت در موردیکی از مهمترین قوانین مصوب که می توان ازآن به عنوان یک نسخه شفا بخش یاد کرد(قانون شوراها ومسائل آموزش پرورش ) می گذارند.اینکه مسئله مشارکت مردم در امر آموزش پرورش تاچه میزان بامسئله توسعه همه جانبه ارتباط دارد ودر صورت اتفاق این امر چه تحولات کیفی در آموزش وپرورش وبه تبع در کشور اتفاق می افتد.  
6-جابجای در سطوح مختلف سازمانی در بسیاری از مواقع موجب عقیم ماندن برنامه ورکود اجرایی قانون شوراها می شود؟
7-نداشتن آشنایی کافی اعضای شورای آموزش وپرورش باقانون وتبصره های آن ودرنتیجه عدم استفاده از حقوق قانونی مندرج در قانون می گردد.
8-کمرنگ شدن بحث مدارس غیر انتفاعی در جامعه وعدم حمایت مردم از آنها (7درصد ازکل دانش آموزان)سبب شده که اغلب اینگونه مدارس روزگار به سختی بگذرانند
9-دولتی یا شبهه دولتی بودن اعضای شوراهای آموزش وپرورش استان ومناطق وعدم انتخاب مستیقم تعدادی از اعضای آن توسط مردم وهمچنیین عدم حضورنهادها وسازمانها مردم نهاد ودر نتیجه بی توجهی به آن.
لازم به توضیح است که وقتی نماینده فرهنگیان با انتخاب آنها در شوراهای حضور نداشته ویا لااقل فعال نباشد مصوبات شوراها در صورت وجود با مقاومت اجرایی از سوی جامعه فرهنگیان مواجه می شود .
10-بی رمقی افرادی که صرفا به دلیل جایگاه شغلی در این جلسات شرکت می کنند  وبه شوراها  صرفا" نگاه تشریفاتی دارند.
11-فاجعه است در هزاره سوم لزوم توجه به مشارکت مردم در آمر آموزش پرورش نادیده گرفته شودواعضای شورا بدون ارائه نظر در خصوص راهکارهای بهبود وضع موجود آموزشی وپرورشی در آن شرکت نمایند. فکر می کنیم در حال حاضر شوراها بایک رخوت مواجه هستند.
12-خنثی سازی تصمیمات شوراهای آموزش وپرورش ازسوی دستکاه های دولتی به دلائل گوناگون
وجود تبلیغات از سوی جراید مبنی براینکه این وظیفه دولت است تاآموزش وپرورش رایگان برای فرزندان شان فراهم کند خود از مهمترین دلیل دلایل عدم همکاری مردم درزمینه حل مشکل مالی آموزش وپرورش است .
13-کندی اجرایی قانون در سازمان ومناطق



14- براساس قوانین موضوعه کشور یکی از وظایف مجلس محترم شورای اسلامی نظارت بر مصوبات قانونی است که مقامات اجرایی  مسؤل اجرای آن هستند ، باید عرض کنم این نظارت یا صورت نگرفته ویا از کنارعدم اجراءآن به راحتی گذشته اند شما اگر حرکت آموزش پرورش ژاپن به سوی تشکیل شوراهای آموزش وپرورش منطقه ای داشته  با شید به این مهم پی می بید که تا چه اندازه نمایندگان مردم نظارت دقیق براجرای این قانون داشته اند
باهمه ی موانع موجود پیش روی آموزش وپرورش در اجرای قانون شوراها ، امیدواریم که با همت وتلاش مسؤلان دل سوز ومتعهد آموزش پرورش ،زمینه های هر چه بهتر آن فراهم شو.
15-چگونه می شود مردم رامتقاعد کرد که درامر آموزش وپرورش مشارکت همه جانبه داشته باشند امّادرتصمیم گیرهای آن نقش ایفا نکنند ؟مردم میگویند ما یوسف خود نمی فروشیم /توسیم سیا خود نگه دار. در مقابل شیوه آموزش وپرورش مدرسه بی اعتمادمی شوند بسیار دیده شده که مردم به دلائل گوناگون برنامه هاورویکردها آموزش وپرورش را نمی پذیرند.


راهکارهای لازم برای شتاب دادن به اجرای قانون شوراها عبارتنداز:
الف-در تحقیقی که نگارنده در سال 78انجام داده مردم عنوان نموده اند که اگر آموزش پرورش اعتماد آنها جلب کند وهمچنین از نحوه هزینه کردهای آموزش وپرورش اطلاع ومطمئن باشیم حاضریم در انجام فالیتهای آموزش وپرورش نقش بهتر وبیشتری ایفا نماییم.
این تحقیق میگوید :آموزش پرورش برای بهره مندی از مشارکت همه جانبه مردم باید از طریق شفاف سازی رضایت مردم را جلب کند وآنها اطمینان داشته باشند که از مشارکت مادی ومعنوی آنها در جهت پیشبرد برنامه های آموزشی فرزندانشان استفاده می شود.تجربه کشورهای دیگر نشان داده است که هر گاه مردم حضور خودرا تشریفاتی تلقی نکنند مشارکت همه جانبه در مورد آموزش پرورش در جهت تحقق هر چه بهتر برنامه های آن از خود نشان می دهند  
ب-ایجاد دبیرخانه شورای آموزش پرورش استان ومناطق ومحوله کردن وظایف ومسؤلیتها به فرد یا افرادواجد شرایط علمی به منظور نهادینه کردن این قانون
پ-کاهش تمرکز یا تمرکززدایی از ساختار آموزش وپرورش ورهاسازی قدرت تصمیم گیری وتصمیم سازی توسط مقامات محلی که زمینه جلب مشارکت همه جانبه رابه منظور کاهش تدریجی هزینه های مالی ودرنتیجه کاهش مشکلات آموزش وپرورش وحرکت به سوی یک آموزش وپرورش همه جانبه که نیازهای حال وآینده دانش آموزان در دستورکار دارد معین می کند این موضوع را می توان به عنوان تجربه کشورها موفق دریافت کرد.
ت-ایجاد زمینه های شکل گیری همدلی وهماهنگی بین سازمانهای دولتی به منظور تحقق هرچه بیشتر قانون شوراها زیرا یک طرح یااجرای یک قانون زمانی موفق است که بسترهای لازم برای اجرای آن در جامعه وجود داشته باشند.
ث-استفاده از ظرفیتهای مطبوعات وصداوسیما استانی ومحلی در امر کارشناسی ودرج مقالات ومیزگردها درمورد مسائل ومشکلات فرا روی آموزش وپرورش بررسی راه حلهای  وچگونگی رفع مشکلات آموزش پرورش توشط کشورهای موفق
ج-فراهم کردن زمینه های اجرایی که در ظرفیت آن مدارس به صورت هیئت امنایی اداره شوند.
چ-کمک بیشتر دولت به مدارس بخش خصوصی وغیر انتفاعی با این هدف که مؤسسان آنها بتوانند ضمن توسعه فیزیکی به توسعه نیز توجه نمایند.در کشور استرالیا نیمی از هزینه سرانه هر دانش آموزمدارس غیر انتفاعی را دولت ونیمی دیگررا از طریق کمک های مردمی تامین می کنند؟
ح-تشکیل همایشهای شوراهای استانی ومنطقه ای ودعوت از اولیاء بازاریان ،معلمان ،پیشکسوتان آموزش پرورش ،شوراهای شهروروستا صاحبان مشاغل دولتی وخصوصی وترتیب سخنرانی توسط یکی از خیّرین ویا صاحبان مشاغل بخش خصوصی
خ-تشکیل جلسات شوراباهماهنگی اصحاب جراید به منظور اطلاع رسانی وشرکت مردم ودرخواست ازرسانه های دیداری وشنیداری به منظور تبین وظایف ومسؤلیتهای مردم در قبال آینده فرزندان شان واینکه تا چه میزان احساس مسؤلیت می کنند ؟ تا چه میزان مسائل آموزش پرورش فرزندانشان آشنایی دارند ؟ تا چه میزان با مدرسه ارتباط دارند ؟ این ارتباط در چه زمینه های است ؟ وچگونه می توان آنها را بهبود بخشید ؟ در کشور ژاپن دو تحقیقی که نخست وزیری درسال1962در سطح کشور انجام داد ودرآن سؤلات متنوعی از مردم کرده بودند از جمله این سؤال «من می خواهم فرزندم تحصیلات عالیه داسته باشد»پاسخ "حتی اگر بارهزینه آن سنگین باشد دریافت کند"حدود نیمی از مردم تمایل خود را عنوان می کنند .ما نیز باید در فکر اصلاح نگرش مردم  باشیم که این امر مهمی است
  د- برگزاری جلسات شورای آموزش وپرورش با سایر مسؤلان سازمانهای دولتی وغیر دولتی در یک فضای کاملا دوستانه به طورکلی تمهیدات لازم جهت ایجاد انگیزه در مدعوین از طریق ارسال دعوت نامه ها رسمی قبل وبعد ازبرگزاری جلسات به منظور قدردانی از حضوروااظهارنظرآنها
ذ- به منظور ایجاد فرهنگ شورایی ،افزایش آگاهی همه کارکنان آموزش پرورش ضرورت دارد تا ابتدا نمایندگان گروهای آموزشی در کلیه رشته ها به عنوان ناظر در جلسات شورای آموزش پرورش استانی شرکت داده شوند (می توان به منظور دستیابی به این مهم استان را به سه قسمت ،شرقی ،غربی و مرکزی )تا پیام شورا ها را به سایر همکاران خود برسانند . بسیاری از معلمان هنوز هیچ گونه اطلاعی از شوراها آموزش وپرورش استان ومناطق ندارند تاچه رسد به اینکه وظایف ومسؤلیتهای  آن را بدانند .این روش در آموزش پرورش شهرستانها نیز اجراءشود.
ر- استفاده از یک طرح وارائه آن به مجلس شورای اسلامی  توسط نمایندگان محترم جهت ملزم کردن مقامات  آموزش وپرورش به اجراء قانون وبرطرف نمودن موانع احتمالی پیش رواجرای این قانون.   
ز- ارائه دستورالعمل از سوی استانداری به فرمانداری ها ، شهرداری ، بخشداریها ، دهیاری وشوراهای اسلامی  شهرروستا به منظور نصب پلاکارت درمکانها مناسب به منظور تغییر نگرش مردم و آگاهی آنها ازمسائل آموزش و پرورش
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 13:7  توسط حمید منصوری  |